شنبه، ۲۸ خرداد ۱۳۹۰

کلید ذهن مرا در دست بگیر، به آن سوی رویا مرا با خود همسفر کن
آنقدر دور شویم تا این مردمان را دیگر باور نکنیم ...

در مرز خلوت واقعیت و رویا مرا سخت در آغوش بگیر و با عمق نگاهت مرا درگیر خود کن
در پس این رویا تو را همچون معجزه ای دوست دارم.

يكشنبه، ۲۲ خرداد ۱۳۹۰

تو را امشب دارم و بودنت را یک عمر ...

جمعه، ۲۰ خرداد ۱۳۹۰


نخ زندگی من با شادی تو رنگی شده ...

پنجشنبه، ۱۹ خرداد ۱۳۹۰

این روزها خیلی دلتنگ دیدن تو هستم ...

دوشنبه، ۱۶ خرداد ۱۳۹۰

خدای مهربانم اینبار کوچکت میکنم تا در میان دستانم جا شوی
مثل کودکی هایم....
آن زمان که زلال تر بودم
ناب تر !
بیا همینجا ، در میان دستانم
به من قولی بده
که هر لحظه با من باشی و آرامم کنی
.
.
.
.

ولی نه
همین کافی نیست
قول دیگری هم میخواهم
پناه لحظه های تنهاییم ، خودم و همراه لحظه هایم را به تو می سپارم ...


شنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۹۰

سکوت مبهمی است، سایه های تنهایی به یکدیگر حسادت میکنن
تو تنها بازمانده این رویا هستی ، خوب ببین که روزها چگونه رهسپار فردای نیامده میشوند ...
بخند به ثانیه های ساعت که فردا نیز با توست ...

چهارشنبه، ۱۱ خرداد ۱۳۹۰

این روزها هر وقت آرامشم گم میشه به یاد روزهایی می افتم که همه چی خوب بود و من الکی دلم میگرفت !

دارم به خودم یاد میدم قدر روزای آروممو بدونم ...

.
.
.
.
.
.

هی تو ! تحمل اخمتو ندارم هر چند قشنگترت میکنه
پس بازم
کنار نفسهام
بــخند برام....

دوستان
بایگانی
موضوعات