همه جا ساکت و مبهم است، خانه خالی و من تنها !
طبق روال این چند روز ...
صدای Evanescence به صورت موقت این تنهایی را جبران میکند.

یه روز دلگیر دیگه ... دلگیر تر از همه روزهای گذشته !!!
وقتی فکرت مشغول یه چیزی باشه، نمیتونی به کارهات برسی، مشغولیت ذهن من معطوف میشه به یک نفر یا شاید یه همخونه !!!
خودمم نمیدونم چرا باید اینجوری بشه !!
وینامپ رو باز میکنم، یه آهنگ رو چشم بسته انتخاب میکنم !!!
توی سکوت محض این خونه صداش طنین انداز میشه !!!
ای تو هستی این دل شکسته ی من
نای نفس های خسته ی من
چشمای در خون نشسته ی من
ای جان
من که مست یه جرعه ی ناز نگاتم
پنجره ی رو به خنده هاتم
دیوونه ی اسم آشناتم
ای جان
...
میرم کنار پنجره، بارون میاد، از اون بارون هایی که به قول یه دوست، هواش عاشقونه است !
یه حسی توی وجودم میگه تو میتونی، میتونی بهش امید بدی و به این زندگی دعوتش کنی، تو میتونی بهش این امید رو بدی که دیگه به افق های آینده نگاه کنه.
امروز که تموم بشه میشه 17 روز که توی این خونه تنها هستم، همه آنهایی که روزی اینجا بودن، هیچ وقت فکر نمیکردم روزی برسه که اینقدر تنها بشم !!!
... !
همیشه داستان به جاهای باریکی کشیده میشه که کاری از دستت بر نمیاد انجام بدی :(
الان دقیقاً داستان به جاهای باریک کشیده شده، مثل این میمونه که سر کلاف رو گم کرده باشی و هی تلاش کنی و بی نتیجه باشه ...
حماقت ؟
امروز یه حماقت بزرگ انجام دادم که آرزو میکردم این کار رو نمیکردم :(
پ.ن :
نمیدونم تا اول خرداد چرا من باید اینجا تنها باشم ؟
از پشت یک سوم - سوگند - Silent Land - MyView - عرفان - سپیده داوودی - سبز، سیاه - کولدساک - چشمان بدون عینک - روزنگار - تراژدی - سامان - پنجره - جمع دخترونه - از نگاه من - پسرک - یک فنجون قهوه با طعم تمشک - نی نی گرافیست -