يكشنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۸

کوله بارم را بسته ام
برای یک سفر طولانی
به مقصدی نامعلوم
همراه قاب عکسم
و خیال تو
خدانگهدار !

پنجشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۸۸

نکن گریه به حال من، اگر چه یکه و تنهام
توی زندونی از شیشه ...
رفیقم با همه غم هام !!!

چهارشنبه، ۱۹ اسفند ۱۳۸۸

نیستی ببینی، شب عاشقونه است ..
بوی تو داره پر از بهونه است.

دوشنبه، ۱۷ اسفند ۱۳۸۸

هر چه مهربونی کرده دل من، خودش رو قربونی کرده دل من ...
بسکه از عالم و آدم بدی دید، در به روی همه بسته دل من ... دل من ...

دل من ...


شنبه، ۱۵ اسفند ۱۳۸۸

خوش به حالش!!
حماقت بهترین حالتیه که دوستش دارم!!

پنجشنبه، ۱۳ اسفند ۱۳۸۸

داستان ازاونجا شروع شد که من توی یه ظهر گرم تابستون، توی ارتفاعات یه جایی توی تهران ته دلم هری ریخت پایین و دیگه
نتونستم جمعش کنم.
.
.
.
.
از اون روز خیلی میگذره ....

سه شنبه، ۱۱ اسفند ۱۳۸۸

نزدیکان آدم میمیرند
دوستان خیانت میکنند
خاطره ها فراموش میشن

و

باید همیشه به خاطر داشت ردپایی که بر برف ها مانده تازه است !!!

دوستان
بایگانی
موضوعات