از بین تمام واژه های مبهم و این همهمه دلهره
برایت مینویسم ...
از تک همسفر این راه، از نغمه هایی که معنای با تو بودن را با خود هر لحظه زمزمه میکند ...
.
.
.
.
این بار از تو قاصدکی میسازم و در آغوش بی انتهای باد رهایش میکنم...
شاید قسمت دستان پر مهر و محبت دیگری شدی !
.
.
.
خداحافظ قاصدک ...
قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم میگريند.
یه امید یه خبر خوب از قاصدکِ آرزوهام
منتظرش می مونم.
پ.ن:چه عکس قشنگیه
قاصدک همیشه مجبور بوده ندا های قلب مارو بشنوه!
بیچاره قاصدک!!!!
قاصدک تنها یار با وفای باد هست
با این حال همیشه تنها و آوارس
دوستت دارم قاصدک