چهارشنبه، ۱ ارديبهشت ۱۳۸۹

خیلی وقته که میشینم و توی دنیای خودم هی درستت میکنم و بعدش خراب میشی و بازم هی تلاش میکنم و ....
.
.
.
.
.
بارها شده به خودم نوید روزهای زیبا رو میدم، افسوس که اینگونه نیست:(

reza :

سلام

منم وقتی بچه بودم میرفتم با دوستام خونه میساختم
خیلی حال میداد
بعد یه جوری اونارو دست به سر میکردم تا دور بشم بعد یه هویی میپریدم روی خونه و خرابش میکردم
کلی هم کیف میکردم

الانم اون طور زندگی کردن و بازی با سرنوشت برام حال میده

بی نام :

سلام
با اجازه تون می خوام از حاشیه ی خاکستری رنگ که در چپ و راست مطالب تون هست استفاده کنم.

سيد محمود :

اين برا چندمين باره كه دارم نظر مي دم اما تو اصلا ما رو آدم حساب نمي كني چقدر سوت و كوري اگه مشكلي چيزي داري بگو شايد كمكت كنم.شخصيت بعضي ها تو نت با بيرون نت فرق داره حس مي كنم تو يكي از اونايي كه شايد اين جا ناراحتي مي كني ولي بيرون شاد شادي

سوگند :

سید محمود @ :
والا چی بگم، منظورتون رو از سوت و کور بودن نفهمیدم، این محل یه روزنگار از اتفاقهایی که برام رخ میده هستش که میام توش خودم رو تخلیه میکنم.

من اگر جواب کامنتی رو نمیدم دلیل به بی احترامی نیست، چشم از این پس سعی میکنم جواب کامنت ها رو بدم ^.^

sam :

هم دل و هم زبوني

دوستان
بایگانی
موضوعات