چهارشنبه، ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۱

میگذرد، خاطره ها از باورمان، دور میشوند در واهمه این روزهایی که بویی از جدایی دارند ....

دوشنبه، ۲۸ فروردين ۱۳۹۱

خودت آروم راهی شو
همون سمتی که من میرم، تو که نزدیک من میشی
چقدر آروم میگیرم
....

يكشنبه، ۲۷ فروردين ۱۳۹۱

میبوسم آن جامی که لبت بر آن مهری گذاشت
مست میشوم در دنیای ناگهان تو
آغوشی پر از بودن ها و نوازش ها
...

چشاتو وا کن و زل بزن بهم...
واسه دیدن تو اینجا اومدم، اومدم بگم هنوز عاشقم ...
زیر حرفهای قدیمم نزدم !!
وقت رفتن به تو گفتم عشقم، من یه روز دوباره برمیگردم...
تو روزای دوری و تنهایی، روز و شب فقط به تو فکر کردم...
چقدر خوبه که دستامو تو دستای تو میذارم، چه دنیایی تو چشماته، چقدر دنیامو دوس دارم...
با نگاه مهربونت امشب؛ به قشنگی شب مهتابه...
خنده های تو پر از احساسه، بعضی وقتها اخمت هم جذابه
نمیدونم تو کی بودی اما، من دیوونه رو مجنون کردی ...
دلمو تو عشق تو گم کردم، وقتی موهاتو پریشون کردی ...

پنجشنبه، ۱۱ اسفند ۱۳۹۰

هیزم های نیمه سوخته
سرمایی نیمه جان، هنوزم چشم های تو فردا رو نشون میده
فرداهای بی هراس، بدور از ترس و واهمه

يكشنبه، ۲ بهمن ۱۳۹۰

یک سو چشمایت
سوی دیگر گیسوانت
همه جاست بوی بودنت که مرا زنده نگاه میدارد
دلتنگی این روزهای من بودنت دلیلی است برای زندگی !

reza :

و دنیا بزرگتر از آن است که بشود تصور کرد
پس باید خندید به ذهن کوچک آدمیت
که این خریت تا به کی ادامه دارد!

masti :

روی چشم هایت
دست میکشم!
از همه چیز دست شسته ام
از همه چیز!!!!

بهاره :

سلام سلام...
..........ღ☆☆ღ
.........ღ☆☆ღ
............ღ☆ღღ☆☆ღღ☆☆ღ
...............ღ☆ღ☆☆☆ღღ☆☆ღ
....................................ღ☆ღ
....................ღ☆☆ღ
....................ღ☆☆ღ
....................ღ☆☆ღ
....................ღ☆☆ღ
....................ღ☆☆ღ
....................ღ☆☆ღ
....................ღ☆☆ღ
..................................................
ღ☆☆ღ...............................ღ☆☆ღ
ღ☆☆ღ...............................ღ☆☆ღ
ღ☆☆ღღ☆☆ღღ☆☆ღღ☆☆ღღ☆☆ღ
...ღ☆ღღ☆☆ღღ☆☆ღღ☆☆ღღ☆ღ
.................................................
..................๑๑๑...๑๑๑
..................๑๑๑...๑๑๑
......................๑๑๑
......................๑๑๑
............................
...............ღ☆☆ღ
.............ღ☆.......☆ღ
................ღ☆☆ღღ☆☆ღ
............................ღ☆☆ღ
.............................ღ☆☆ღ
.............................ღ☆☆ღ
............................ღ☆☆ღ
.........................ღ☆☆ღ
.......
...............ღ☆
زود بیا...
منتظرم..

sogand.18 :

بارها نوشتمو پاک کردم...بارها نوشتمو پاک کردم....سرانجام آن شد که باید....ای کاش ته مداد زندگیم پاک کنی داشت...پاک میکردمو پاک میکردم....ولی افسوس.........

گاهی باید چشمات رو ببندی و دنیا رو اونجور که خودت دوس داری تصور کنی و وقتی چشمات رو باز کنی زیاد جدیش نگیری
اونجور که فکر میکنی میتونی زندگی کنی، زندگی کن ...

سه شنبه، ۱۰ آبان ۱۳۹۰

زندگی رو باید توی سرمای پاییزی پشت چراغ قرمزها پیدا کرد
از گرم کردن دستهای پسرکی که فال حافظ میفروخت و برای لحظاتی با دود اگزوز کامیونی خودش رو گرم میکرد
آره زندگی رو باید جاهایی جستجو کرد که نگاهی بهشون نمیکنی
...

سه شنبه، ۱۹ مهر ۱۳۹۰

بذار این فاصله رد شه
بذار تو لحظات جا شم
بذار حتی شده یک بار
به تو نزدیک تر باشم ....

چهارشنبه، ۶ مهر ۱۳۹۰

خودت دنیام رو پیدا کن
ببین من باورت کردم، به جز حسی که بهت دارم پی چیزی نمیگردم
میخوام آرامشم باشی کنارم توی این خونه
از این احساس تنهایی کسی چیزی نمیدونه ...

پ.ن :
برگشتم ^.^

يكشنبه، ۲۰ شهريور ۱۳۹۰

به پا خیز رویایی بی انتهای ذهن من
امشب تو را آنچان که نمی پنداشتی دوست میدارم و ستایشت میکنم.
...

ابی :

وبلاگتون خیلی قشنگه
امیدوارم همیشه همین جوری باشه

سوگند :

دل من هم واسش تنگ شده.ولی اون دوستم نداره

maryami :

پس چرا یه مدته که چیزی نمینویسین

!!!!!!!!!!!!!!

آخ دلم اندازه ناخن کوچیکه پای مورچه شده واسش
.
.
.
.
.
.
بیا دیگه ...

دوشنبه، ۲۰ تير ۱۳۹۰

روزی خواهد آمد و برایم می گوید از واژه هایی که در میان روز و شب اش پنهان بود ، از شقایق های باغ دلش که به انتظار نشسته بودند ، از نگاه هایی که بی اختیار نصیب زمین میشد ... آری او می آید که ستاره مرا در آسمان دلش نشان دهد .

دوستان
بایگانی
موضوعات